geopolitics
UKdʒiəupɔlitiks
US'dʒi:əu'pɔlətıks
معنی فارسی
مطالعه نفوذ عوامل فيزيکي(چون جغرافيا و علم
اقتصاد و امار) درمشي سياسي و سياست
خارجي کشور.
معنی کامل و مثالها
/jē´ō päl´i tiks´/n.pl.
● مطالعهی رابطهی جغرافی و سیاست، سیاسی و جغرافیایی، سیاست جغرافیایی، زمین سیاست، ژئوپولیتیک، جغرافیایی - سیاسی
تعریف انگلیسی
noun
- the study of the effects of economic geography on the powers of the state