geoponic
معنی فارسی
فلاحتي ، زراعتي ، مربوط به کشاورزي ياکشتکاري
معنی کامل و مثالها
/jē´ō pän´ik/adj.
● (نادر) وابسته به کشاورزی
مترادفها
adjective
(also geoponical)
Agricultural.
فلاحتي ، زراعتي ، مربوط به کشاورزي ياکشتکاري
/jē´ō pän´ik/adj.
● (نادر) وابسته به کشاورزی
adjective
(also geoponical)
Agricultural.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن