geostationary
معنی فارسی
زمينهم گرد ثابت بر زمين زمين استوار
معنی کامل و مثالها
/jē´ō stā´shǝ ner´ē/adj.
● (ماهواره یا فضاپیمایی که مدارش دور خط استوا بوده و سرعتش مساوی است با سرعت حرکت زمین به دور خود و بنابراین در بالای محل خاصی ثابت قرار دارد) زمینهم گرد، ثابت بر زمین، زمین استوار (geosynchronous هم میگویند)
تعریف انگلیسی
adjective
- of or having a geosynchronous orbit such that the position in such an orbit is fixed with respect to the earth “a geostationary satellite”