geostrategy معنی فارسی شاخه اي از فيزيک سياسي که در باره علم لشکر کشي بحس ميکند، زمين شناسي ، لشکر کشي. واژههای دیگر با معنی «شاخه اي از فيزيک سياسي که در باره علم» photomagnetism شاخه اي از فيزيک که ازرابطه مقناطيس، بروشنايي گفتگو مي کند