دیکشنری فارسی

geothermic

معنی فارسی

وابسته به حرارت مرکزي زمين.

معنی کامل و مثال‌ها

/-thu_r´mik/adj.

● (وابسته به حرارت لایه‌های درونی زمین) زمین گرمایی (geothermal هم می‌گویند)

* geothermal electricity

برق ناشی از مهارکردن زمین گرما، برق زمین گرمایی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to the heat in the interior of the earth “Pertains to noun: heat, heat (for: geothermal)”

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته به حرارت مرکزي زمين.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن