gerade معنی فارسی زوج واژههای دیگر با معنی «زوج» bimetallic element زوج فلز ion pair زوج يون duodide زوج ديود، ديود مضاعف، ديود دوبل even function تابع زوج curtesy ميراث زوج، در CL اموالي را گويند که در صورت فوت، زوجه jugum برگچه زوج، يکزوج برگچه . contact pair زوج اتصال crosspoint زوج اتصال thermocouple زوج گرمايي vector pair زوج برداري