دیکشنری فارسی

german measles

UKdʒəːmənmiːzlz

معنی فارسی

سرخجه

معنی کامل و مثال‌ها

رجوع شود به: rubella

واژه‌های دیگر با معنی «سرخجه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن