دیکشنری فارسی

gerontocracy

معنی فارسی

حکومت سالخوردگان.

معنی کامل و مثال‌ها

/jer´ǝn tä´krǝ sē/n., pl.

● پیرسالاری، حکومت پیران، هیئت حاکمه‌ای که سرانش پیر هستند

تعریف انگلیسی

noun
  1. a political system governed by old men

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن