gerrymander
UKdʒerimændər
US'dʒerı'mændə
معنی فارسی
ترتيب وتقسيم حوزه هاي انتخابي
بطورغيرعادلانه
معنی کامل و مثالها
/jer´i man´dǝr,ger´-/vt., vi., n.
● (آمریکا) تعیین غیر منصفانهی حوزههای انتخاباتی به طوری که حزب یا دسته یا نژاد خاصی دارای اکثریت گردد
● (به منظور کسب اکثریت در انتخابات وغیره) دستکاری کردن، تقلب کردن
● تغییر مرزهای حوزهی انتخاباتی (به منظور بردن انتخابات)
تعریف انگلیسی
verb
- an act of gerrymandering (dividing a voting area so as to give your own party an unfair advantage)
- divide unfairly and to one's advantage; of voting districts “Somebody ----s something”