دیکشنری فارسی

gesticulation

UKdʒestikjuleiʃən

معنی فارسی

اشاره بادست وسردرسخن گفتن ،

اشارات وحرکات درضمن صحبت

معنی کامل و مثال‌ها

/jes tik´yōō lā´shǝn, -yǝ-/n.

● اشاره‌ی سر و دست، بیان به کمک حرکت دادن دست‌ها و انگشتان، ایما و اشاره، ژست

تعریف انگلیسی

noun
  1. a deliberate and vigorous gesture or motion

مترادف‌ها

noun
See gesture, noun

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن