دیکشنری فارسی

gibberish

UKdʒibəriʃ US'gıbərıʃ

معنی فارسی

سخن غيرمفهوم کلام بي معني زبان اميخته سخن دست وپاشکسته

معنی کامل و مثال‌ها

/jib´ǝr ish/n.

● سخن تند و نامفهوم، زرزر، ور زنی، سخن دست و پا شکسته

● دری وری، سخن چرندوپرند، یاوه

تعریف انگلیسی

noun
  1. unintelligible talking

مترادف‌ها

noun
See gibbering

واژه‌های دیگر با معنی «سخن غيرمفهوم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن