دیکشنری فارسی

gibbet

UKdʒibit

معنی فارسی

صلابه ، چوبه دار (براي اويختن اعدام شدگان) ،

رسوارکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/jib´it/n., vt.

● چوبه‌ی دار، صلابه

● چهارچوب دار مانندی که در قدیم اجساد اعدام شدگان را برای عبرت همگان از آن می‌آویختند

● به دار زدن

● در معرض عام خوار و خفیف کردن، رسوا کردن، خفت دادن

تعریف انگلیسی

verb
  1. alternative terms for gallows
  2. hang on an execution instrument “Somebody ----s somebody”
  3. expose to ridicule or public scorn “Somebody ----s somebody”

مترادف‌ها

I. noun
Gallows, hangman's tree.
II. verb active
Hang on a gallows.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن