gibbet
UKdʒibit
معنی فارسی
صلابه ، چوبه دار (براي اويختن اعدام شدگان) ،
رسوارکردن
معنی کامل و مثالها
/jib´it/n., vt.
● چوبهی دار، صلابه
● چهارچوب دار مانندی که در قدیم اجساد اعدام شدگان را برای عبرت همگان از آن میآویختند
● به دار زدن
● در معرض عام خوار و خفیف کردن، رسوا کردن، خفت دادن
تعریف انگلیسی
verb
- alternative terms for gallows
- hang on an execution instrument “Somebody ----s somebody”
- expose to ridicule or public scorn “Somebody ----s somebody”
مترادفها
I. noun
Gallows, hangman's tree.
II. verb active
Hang on a gallows.