دیکشنری فارسی

gig (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/gig/n., vi.

● درشکه‌ی دوچرخه و تک اسبه، کالسکه‌ی سبک، ارابه‌ی دوچرخ

● قایق نجات کشتی (که دراز و سبک بوده و جهت استفاده‌ی افسر فرمانده نگهداری می‌شود)، قایق یدکی کشتی

● (نساجی) ماشین‌پرز دهنده (به پارچه)

● (با قایق یدکی کشتی) دریا پیمایی کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن