دیکشنری فارسی

gig (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/gig/n., vt., vi.

● نیزه‌ی ماهیگیری، زوبینی که به ماهی جهت گرفتن آن پرتاب می‌کنند

● ریسمان ماهیگیری (که چندین قلاب به آن آویزان می‌کنند تا به پهلوی ماهی فرو رفته و آن را گرفتار کند)، طناب قلابدار

● (با پرتاب نیزه یا طناب قلابدار) ماهی گرفتن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن