دیکشنری فارسی

gig (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/gig/n., vt.

● (درمدارس نظام و غیره) پرونده‌ی انضباطی (که تخلفات دانش آموزان را در آن می‌نویسند)

● سرزنش، تنبیه (در نتیجه تخلف یا بی‌انضباطی در مدارس نظام و غیره)

● (خودمانی) تنبیه کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن