دیکشنری فارسی

giggle

UKgigl US'gıgəl

معنی فارسی

نخودي خنديدن ول خنديدن خنده نخودي

معنی کامل و مثال‌ها

/gig´ǝl/n., vi.

خنده‌ی توام با صداهای زیر و متواتر غیر ارادی (بخصوص موقعی که انسان می‌خواهد جلو خنده‌ی خود را بگیرد) هرهر، صدای کر کر خنده

the giggle of the girls could be heard from the next room

صدای کرکر خنده‌ی دخترها از اتاق مجاور به گوش می‌رسید.

زیر خنده زدن، هرهر خندیدن

we giggled again and Dad asked us to leave the dining table

ما دوباره زدیم زیر خنده و آقاجون به ما دستور داد که میز شام را ترک کنیم.

مترادف‌ها

I. noun
Titter, silly laugh, snicker, snigger.
II. verb neuter
Laugh (in a silly manner), titter, cackle, snicker, snigger.

واژه‌های دیگر با معنی «نخودي خنديدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن