دیکشنری فارسی

gill (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/gil/n.

● آبشش، برانشی

● (جمع) گوشت‌قرمزی که زیر نوک برخی پرندگان قرار دارد، غبغب، گوشت زیرچانه

● (گیاه شناسی - هریک از تیغه‌های پره مانندی که زیرکلاهک قارچ قرار دارد و مثل میله‌های چتر پوسته‌ی کلاهک را نگه می‌دارند) تیغه‌ی قارچ

● (مکانیک) پره‌ی رادیاتور

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن