gimbals
UKdʒimblz
معنی فارسی
اسباب ترازنگاهداشتن قطب نماوچيزهاي
ديگردردريا
معنی کامل و مثالها
/gim´bǝlz, jim´-/n.pl.
● حلقهی فلزی که در داخل حلقهی بزرگتری (و عمود بر آن) قرار میدهند و برای تراز نگهداشتن قطبنمای کشتی و غیره به کار میرود، محور جایرو، توپی و غلاف، توپی گردان، سیبک، دوقاب قطبنما، پایهی معلق، طوقه