دیکشنری فارسی

gimbals

UKdʒimblz

معنی فارسی

اسباب ترازنگاهداشتن قطب نماوچيزهاي

ديگردردريا

معنی کامل و مثال‌ها

/gim´bǝlz, jim´-/n.pl.

● حلقه‌ی فلزی که در داخل حلقه‌ی بزرگتری (و عمود بر آن) قرار می‌دهند و برای تراز نگهداشتن قطب‌نمای کشتی و غیره به کار می‌رود، محور جایرو، توپی و غلاف، توپی گردان، سیبک، دوقاب قطب‌نما، پایه‌ی معلق، طوقه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن