دیکشنری فارسی

gimlet

UKgimlit

معنی فارسی

مته گردبر پرماه بامته سوراخ کردن برماه

معنی کامل و مثال‌ها

/gim´lit/n., vt.

مته (به ویژه نوعی که دسته‌ی آن عمود است بر میله‌ی پیچ مانندی که با آن سوراخ ایجاد می‌کنند)، مته‌ی دستی

(با مته) سوراخ کردن، مته کردن

you can't bore a square hole with a gimlet

با مته نمی‌توانی سوراخ چهارگوش ایجاد کنی.

نوعی مشروب که مخلوطی است از آب لیمو و شکر و جین یا ودکا

مته کاری

چوب پنبه‌کش

تعریف انگلیسی

noun
  1. a cocktail made of gin or vodka and lime juice
  2. hand tool for boring holes

واژه‌های دیگر با معنی «مته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن