gimme
US'gımı
معنی فارسی
ضربه اهدايي به حريف روي چمن کوتاه گلف
معنی کامل و مثالها
/gim´ē/adj., n., pl.
● (خودمانی)
● طماع، مفت خور، درکش
the gimme generation
نسل مفت خور
● مفت خوری، طمعکاری، درکشی، طمع
a bad case of the gimmies
سخت دچار آزمندی