gimp (3)
معنی کامل و مثالها
/gimp/n., vi.
● (آمریکا -خودمانی)
● چلاق، شل، لنگ
● شلیدن، لنگان لنگان راه رفتن، لنگیدن
I saw a beggar gimping along the street
گدائی را دیدم که در راستای خیابان لنگان لنگان راه میرفت.
he walks with a gimp in one leg
وقتی راه میرود یک پایش میلنگد.
gimpy knees
زانوهای سست