gin (2)
معنی کامل و مثالها
/jin/n., vt.
● تله، بند، دام
● به دام افکندن، به تله انداختن
● جرثقیل، دستگاه بار بالاکش، ماشین بالاکش (که معمولا دارای چرخ و کابل است)
● دستگاه پنبه پاک کن، ماشین جین
● با دستگاه جین پنبه را از پنبهدانه جدا کردن، فرخمیدن، بخیدن