دیکشنری فارسی

gingerbread

UKdʒindʒəbred US'dʒındʒəb'red

معنی فارسی

نان زنجبيلي ، زنجبيل پرورده ،

چيز قشنگ وکم بها

معنی کامل و مثال‌ها

/jin´jǝr bred´/n.,adj.

● نان قندی زنجبیل‌دار، شیرینی زنجبیلی

● تزیینات چشمگیر (مانند کنده کاری روی دسته‌ی صندلی و غیره)، تزیین بیش از حد، جلف، لوس، آرایش زننده، کم ارزش

تعریف انگلیسی

noun
  1. cake flavored with ginger

واژه‌های دیگر با معنی «نان زنجبيلي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن