gingerbread
UKdʒindʒəbred
US'dʒındʒəb'red
معنی فارسی
نان زنجبيلي ، زنجبيل پرورده ،
چيز قشنگ وکم بها
معنی کامل و مثالها
/jin´jǝr bred´/n.,adj.
● نان قندی زنجبیلدار، شیرینی زنجبیلی
● تزیینات چشمگیر (مانند کنده کاری روی دستهی صندلی و غیره)، تزیین بیش از حد، جلف، لوس، آرایش زننده، کم ارزش