دیکشنری فارسی

girder

UKgəːdər

معنی فارسی

تيرحمال

معنی کامل و مثال‌ها

/gu_r´dǝr/n.

● (معماری و پل سازی) تیر اصلی، تیرآهن بزرگ، شاه تیر، تیرپایه، بالاگر، تیر حمال، تیر آهن، پیل پا، پالا

تعریف انگلیسی

noun
  1. a beam made usually of steel; a main support in a structure

مترادف‌ها

noun
1. Main beam.
2. Sneerer, giber, sarcastic derider.

واژه‌های دیگر با معنی «تيرحمال»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن