دیکشنری فارسی

girdler

US'gə:dələ

معنی فارسی

کمربند ساز،

محاط (ج.ش.)

حشره اي که پوست درختان را بطور کمربندي

سوراخ ميکند0

معنی کامل و مثال‌ها

/gu_rd´lǝr/n.

● حمایل ساز، کرست ساز، کمر بند ساز

● محاصره کننده، فراگیر

● حشره‌ای که پوست درخت را حلقه‌وار می‌جود، سوسک آمریکایی (Oncideres cingulata)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن