دیکشنری فارسی

girlfriend

UKgəːlfrend US'gə:lf'rend

معنی فارسی

دوست دختر

معشوقه

زني که دوست زن ديگري است

معنی کامل و مثال‌ها

/gu_rl´frend´/n.

دوست دختر

معشوقه

زنی که دوست زن دیگری است

تعریف انگلیسی

noun
  1. any female friend “Mary and her girlfriend organized the party”
  2. a girl or young woman with whom a man is romantically involved “his girlfriend kicked him out”

واژه‌های دیگر با معنی «دوست دختر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن