دیکشنری فارسی

girt (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/gu_rt/vt., vi.

● رجوع شود به: gird و girdle

● با تنگ محکم کردن، تنگ بستن

● دور کمر را اندازه گرفتن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن