give and take معنی فارسی داد و ستد واژههای دیگر با معنی «داد و ستد» carry on business داد و ستد کردن tally trade داد و ستد قسطي exchange market بازار داد و ستد compensation trading داد و ستد متقابل، معامله اي که در آن، فروشنده ماشين آلات کارخانه متعهد ميگردد trade gap اختلاف داد و ستد، تفاوت بين صادرات و، واردات يک کشور capital transaction داد و ستد سرمايه business transaction داد و ستد بازرگاني uncommercial ناوابسته به بازرگاني و داد و ستد مالي، غير تجاري، ناهماهنگ با اصول بازرگاني overtrade بيش از توان مالي خود يا نياز بازار داد و ستد، کردن bater مبادله، داد و ستد، معاوضه