giving possession معنی فارسی تمليک واژههای دیگر با معنی «تمليک» writ of possession حکم تمليک hire-purchase اجاره به شرط تمليک proprietate probanda حکم تمليک مال توقيف شده hire purchase خريد اقساطي، اجاره به شرط تمليک begueath به ارث گذاشتن، تمليک مال به وسيله وصيت possession money حق الاجرا، حق النسبي، حق الحفظ