دیکشنری فارسی

glabrescent

معنی فارسی

گياهي که در جواني کرکدار ودربلوغ بدون

کرک وصاف ميشود، صاف و بيمو، طاس.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. lacking hair or a similar growth or tending to become hairless

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن