glacé
معنی کامل و مثالها
/gla sā´/adj., vt.
● (چرم و پارچهی ابریشم و غیره) دارای سطحی صاف و براق
● (در مورد میوه و برخی خوراکیهای دیگر) دارای رویهای از شکر، شکر پوش، قندی
● شکر پوش کردن، در شیرهی قند فرو کردن، قندی کردن
/gla sā´/adj., vt.
● (چرم و پارچهی ابریشم و غیره) دارای سطحی صاف و براق
● (در مورد میوه و برخی خوراکیهای دیگر) دارای رویهای از شکر، شکر پوش، قندی
● شکر پوش کردن، در شیرهی قند فرو کردن، قندی کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن