glacier
UKglæsiər
US'gleıʃə
معنی فارسی
توده يخ غلتان رودخانه يخ
معنی کامل و مثالها
/glā´shǝr, -sē ǝr/n.
● (زمین شناسی) یخرود (در جاهایی که میزان ریزش برف از میزان ذوب آن بیشتر است برف اضافی انباشته میشود و کمکم به صورت رودی از برف و یخ با سرعتی بسیار کم به حرکت در میآید)، یخچال طبیعی، یخسار، یخ پهنه، توچال
* glacier mill
تنورهی یخرود، تنورهی یخ پهنه، چاه یخساز
* glacier snout
یخچالپوز، دماغهی یخرود
* glacio-
پیشوند: یخرودی، یخساری، وابسته به یخرود، توچالی
تعریف انگلیسی
noun
- a slowly moving mass of ice “Substance Meronyms: ice, water ice”
مترادفها
noun
Ice torrent, ice stream.