دیکشنری فارسی

glacier

UKglæsiər US'gleıʃə

معنی فارسی

توده يخ غلتان رودخانه يخ

معنی کامل و مثال‌ها

/glā´shǝr, -sē ǝr/n.

● (زمین شناسی) یخرود (در جاهایی که میزان ریزش برف از میزان ذوب آن بیشتر است برف اضافی انباشته می‌شود و کم‌کم به صورت رودی از برف و یخ با سرعتی بسیار کم به حرکت در می‌آید)، یخچال طبیعی، یخسار، یخ پهنه، توچال

* glacier mill

تنوره‌ی یخرود، تنوره‌ی یخ پهنه، چاه یخساز

* glacier snout

یخچال‌پوز، دماغه‌ی یخرود

* glacio-

پیشوند: یخرودی، یخساری، وابسته به یخرود، توچالی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a slowly moving mass of ice “Substance Meronyms: ice, water ice”

مترادف‌ها

noun
Ice torrent, ice stream.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن