glamorization معنی فارسی پر زرق و برق و فريبا نمودن. واژههای دیگر با معنی «پر زرق و برق و فريبا نمودن.» kitsch پر زرق و برق و کم محتوا، پر نمايش و پر لاف و گزاف ولي سطحي، محبوب ولي کم ارزش splurge نمايش يا تظاهر پر زرق و برق، بريزوبپاش، ولخرجي bodacious به طرز خودنمايانه اي چشمگير، جلف، پر زرق و برق glitz هر چيز پر جلوه، جلوه ي خود نمايانه، زرق و برق noisier پر صدا، شلوق، شلوق کن noisiest پر صدا، شلوق، شلوق کن noisy پر صدا، شلوق، شلوق کن