glamour or glamor
معنی کامل و مثالها
/glam´ǝr/n.
● (در اصل) جادو، طلسم، افسون
the girls appeared to be under a glamor
چنین به نظر میرسید که دختران طلسم شدهاند.
● فریبایی (ناشی از اسرار آمیزی و گریز پایی)، سحرآمیزی، گیرایی سحر آمیز، جذبهی مسحور کننده، دلفریبی
the glamour of the Orient
زیبایی سحر آمیز خاور زمین