دیکشنری فارسی

glamour or glamor

معنی کامل و مثال‌ها

/glam´ǝr/n.

● (در اصل) جادو، طلسم، افسون

the girls appeared to be under a glamor

چنین به نظر می‌رسید که دختران طلسم شده‌اند.

● فریبایی (ناشی از اسرار آمیزی و گریز پایی)، سحرآمیزی، گیرایی سحر آمیز، جذبه‌ی مسحور کننده، دلفریبی

the glamour of the Orient

زیبایی سحر آمیز خاور زمین

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن