دیکشنری فارسی

glandular

UKglændjulər US'glændʒələ

معنی فارسی

غده وار دشبل وار غده اي وابسته به غدد

معنی کامل و مثال‌ها

/glan´jǝ lǝr/adj.

غده‌ای، دشپل‌دار، غده‌دار

وابسته به غده، ناشی از غده، آژخی، دشپلی، وابسته به اندام تراوشگر یا تراوگر

واژه‌های دیگر با معنی «غده وار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن