glandular
UKglændjulər
US'glændʒələ
معنی فارسی
غده وار دشبل وار غده اي وابسته به غدد
معنی کامل و مثالها
/glan´jǝ lǝr/adj.
● غدهای، دشپلدار، غدهدار
● وابسته به غده، ناشی از غده، آژخی، دشپلی، وابسته به اندام تراوشگر یا تراوگر