دیکشنری فارسی

glare (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/gler/n., adj.

● سطح صاف و شیشه مانند، لایه یاورقه‌ای از یخ (که صاف و لیز باشد)، صاف و براق، لیز و درخشان، (تلویزیون) بازتاب خیره کننده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن