glared
UKglɛəd
USglɛəd
معنی فارسی
درخشندگي زياد روشنايي زننده نمايش زياد صاف شفاف نگاه خيره
درخشندگي زياد روشنايي زننده نمايش زياد صاف شفاف نگاه خيره
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن