دیکشنری فارسی

glary

UKglæriː

معنی فارسی

مانندسفيده تخم مرغ سفيده وش چسبناک

معنی کامل و مثال‌ها

/gler´ē/adj.

(نور) زننده، (نور) خیره کننده

the glary headlights

نور زننده‌ی چراغ‌های ماشین

واژه‌های دیگر با معنی «مانندسفيده تخم مرغ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن