glary
UKglæriː
معنی فارسی
مانندسفيده تخم مرغ سفيده وش چسبناک
معنی کامل و مثالها
/gler´ē/adj.
● (نور) زننده، (نور) خیره کننده
the glary headlights
نور زنندهی چراغهای ماشین