دیکشنری فارسی

glary

UKglæriː

معنی فارسی

مانندسفيده تخم مرغ سفيده وش چسبناک

معنی کامل و مثال‌ها

/gler´ē/adj.

● (نور) زننده، (نور) خیره کننده

the glary headlights

نور زننده‌ی چراغ‌های ماشین

تعریف انگلیسی

adjective
  1. shining intensely “the blazing sun” “blinding headlights” “dazzling snow” “fulgent patterns of sunlight” “the glaring sun”

واژه‌های دیگر با معنی «مانندسفيده تخم مرغ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن