glass-blowing معنی فارسی شيشه گري واژههای دیگر با معنی «شيشه گري» glass blowing شيشه گري glass kiln کوره شيشه گري pontee ميله شيشه گري. glassworks کارخانه شيشه گري blow pipe (درزرگري) بوري، نتيجه ه شيشه گري، تفنگ بادي blowtube تفک، تفنگ بادي، نيچه شيشه گري glasswork شيشه سازي، شيشه الات، شيشه گرخانه