دیکشنری فارسی

glaucous

معنی فارسی

سبزمايل بابي ياخاکستري ابي دريايي کرک نشسته

معنی کامل و مثال‌ها

/glô´kǝs/adj.

● رنگ سبز مایل به آبی، رنگ سبز مایل به زرد

● سبز تیره

● (گیاه شناسی) پوشیده از گرده یا کرک سبز (مثل برخی آلوها و انگورها و برگ‌ها)، گرده‌دار، کرکدار

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a frosted look from a powdery coating, as on plants “glaucous stems” “glaucous plums” “glaucous grapes”

مترادف‌ها

adjective
Sea green.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن