glazing
UKgleiziŋ
US'gleızıŋ
معنی فارسی
شيشه بري شيشه اندازي پرداخت لعاب کاري مهره کشي
معنی کامل و مثالها
/glā´ziŋ/n.
● شیشه بری، جام اندازی
● شیشهی بریده(و آمادهی قرار گرفتن در پنجره و غیره)
● لعاب دار سازی، جلااندازی، صیقل کاری، لعاب زنی، پرداخت
مترادفها
noun
1. Setting glass.
2. Calendering.
3. Glaze, enamel.