دیکشنری فارسی

glean

USgli:n

معنی فارسی

خوشه چيني کردن خوشه جمع کردن ريزه چيني کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/glēn/vt., vi.

● (در اصل) پس از درو بقایای غله را که روی زمین ریخته است جمع آوری کردن، خوشه چینی کردن

● (بقایای هر چیز را) گردآوری کردن، پس مانده گرد آوردن، پساروب کردن

after the harvest, the gypsies came and gleaned wheat

بعد از برداشت محصول کولی‌ها آمدند و بقایای گندم را جمع کردند.

● خرد خرد جمع کردن، کم کم گردآوری کردن، کاشف به عمل آوردن، دریافتن

to glean information

کم کم اطلاعات به دست آوردن

gleaning old newspapers for relevant news

از روزنامه‌های قدیمی اخبار مربوطه را کسب کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. gather, as of natural products “harvest the grapes” “Somebody ----s something” “They glean rye in the field”

مترادف‌ها

verb active
1. Gather (after reapers).
2. Collect, cull, pick up.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن