glean
معنی فارسی
خوشه چيني کردن خوشه جمع کردن ريزه چيني کردن
معنی کامل و مثالها
/glēn/vt., vi.
● (در اصل) پس از درو بقایای غله را که روی زمین ریخته است جمع آوری کردن، خوشه چینی کردن
● (بقایای هر چیز را) گردآوری کردن، پس مانده گرد آوردن، پساروب کردن
after the harvest, the gypsies came and gleaned wheat
بعد از برداشت محصول کولیها آمدند و بقایای گندم را جمع کردند.
● خرد خرد جمع کردن، کم کم گردآوری کردن، کاشف به عمل آوردن، دریافتن
to glean information
کم کم اطلاعات به دست آوردن
gleaning old newspapers for relevant news
از روزنامههای قدیمی اخبار مربوطه را کسب کردن
تعریف انگلیسی
- gather, as of natural products “harvest the grapes” “Somebody ----s something” “They glean rye in the field”
مترادفها
verb active
1. Gather (after reapers).
2. Collect, cull, pick up.