glider
UKglaidər
US'glaıdə
معنی فارسی
هواپيماي بي موتور ، خلبان هواپيماي بي موتور ،
سرخورنده
معنی کامل و مثالها
/glīd´ǝr/n.
● سر خورنده، لیزخور، لغزنده
● (هواپیمایی) گلایدر، هواپیمای بیموتور، هواسر
● خلبان هواپیمای بیموتور
● نیمکت آویخته (که مثل تاب جلو و عقب میرود)
تعریف انگلیسی
noun
- aircraft supported only by the dynamic action of air against its surfaces