دیکشنری فارسی

glissade

UKgliseid

معنی فارسی

سرخوردن در روي دامنه هاي برف ويخ

معنی کامل و مثال‌ها

/gli sād´, -säd´/n., vi.

(کوهنوردی) لیز خوردن عمدی برای پایین رفتن از شیب‌های تند پوشیده از برف، سخمه کلنگ، سرخوری، گلیساد

(رقص باله) گام توام با سرخوردن، گلیساد

(در سرازیری یا در رقص باله) سرخوردن، لیزیدن، گام لیزان برداشتن، سخمه کلنگ کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن