glissade
UKgliseid
معنی فارسی
سرخوردن در روي دامنه هاي برف ويخ
معنی کامل و مثالها
/gli sād´, -säd´/n., vi.
● (کوهنوردی) لیز خوردن عمدی برای پایین رفتن از شیبهای تند پوشیده از برف، سخمه کلنگ، سرخوری، گلیساد
● (رقص باله) گام توام با سرخوردن، گلیساد
● (در سرازیری یا در رقص باله) سرخوردن، لیزیدن، گام لیزان برداشتن، سخمه کلنگ کردن