دیکشنری فارسی

glissade

UKgliseid

معنی فارسی

سرخوردن در روي دامنه هاي برف ويخ

معنی کامل و مثال‌ها

/gli sād´, -säd´/n., vi.

● (کوهنوردی) لیز خوردن عمدی برای پایین رفتن از شیب‌های تند پوشیده از برف، سخمه کلنگ، سرخوری، گلیساد

● (رقص باله) گام توام با سرخوردن، گلیساد

● (در سرازیری یا در رقص باله) سرخوردن، لیزیدن، گام لیزان برداشتن، سخمه کلنگ کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. (ballet) a gliding or sliding step in ballet
  2. perform a glissade, in ballet “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن