glitch
UKglaitʃ
USglıtʃ
معنی فارسی
يک اشتباه کوچک که باعث ايجاد اشتباه در
انتقال اطلاعات مي شود
خرابي تصادفي يا موقتي در سخت افزار
گير در برنامه
يک اشکال کوچک که خصوصا" به وسيله موج
ولتاژ يا اختلال الکتريکي که باعث خطايي
در ارسال داده مي شود ايجاد مي گردد
معنی کامل و مثالها
/glich/n.
● اشتباه، سهو، تصادف بد، (کامپیوتر و غیره) عیب فنی، جریان قوی و غیر عادی برق، گلیچ
a glitch in the spacecraft's engine
اشکال فنی در موتور فضاپیما