دیکشنری فارسی

gloatingly

معنی فارسی

بانگاه خيره بانگاه حسرت اميز ازروي چشم چراني

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a gloating manner “he spoke gloatingly about people he had cheated out of their money”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن