globe-trotter
معنی فارسی
جهانگرد سياح
معنی کامل و مثالها
/glōb´trät´ǝr/n.
● جهانگرد، عیار، کسی که مکرر به جاهای مختلف جهان سفر میکند
جهانگرد سياح
/glōb´trät´ǝr/n.
● جهانگرد، عیار، کسی که مکرر به جاهای مختلف جهان سفر میکند
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن