دیکشنری فارسی

globin

معنی فارسی

گلوبين يا پروتئين بي رنگ.

معنی کامل و مثال‌ها

/glō´bin/n.

● بخش پروتئین دار هموگلوبین (یا خونگردک)، گلوبین، گردک

تعریف انگلیسی

noun
  1. a colorless protein obtained by removing heme from hemoglobin; the oxygen carrying compound in red blood cells “Substance Holonyms: hemoglobin, haemoglobin, Hb”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن