دیکشنری فارسی

globule

UKglɔbjuːl

معنی فارسی

گوي کوچک کره کوچک گلوله خون گلبول

معنی کامل و مثال‌ها

/gläb´yōōl´, -yool/n.

● گویچه، توپچه، کره‌ی کوچک، قطره، هر چیز گرد و کوچک، گلبول

globules of mercury

دانه‌های گرد جیوه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a small globe or ball

مترادف‌ها

noun
Spherule, little globe, small round particle, drop, bead.

واژه‌های دیگر با معنی «گوي کوچک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن