دیکشنری فارسی

glochidium

معنی فارسی

خار، خارچه ، خار تيزه

نوزاد صدفهاي دو کفه اي آب شيرين که در

آبشش ماهيان به صورت انگل زيست ميکند .

معنی کامل و مثال‌ها

/glō kid´ē ǝm/n., pl.

● (گیاه شناسی) خار، (موها یا کرک‌های تیزی که روی گیاهانی مثل کاکتوس می‌رویند) خارچه، خار تیزه

● (جانور شناسی) نوزاد صدف‌های دو کفه‌ای آب شیرین (تیره‌ی Unionidae) که در آبشش ماهیان به صورت انگل زیست می‌کند

تعریف انگلیسی

noun
  1. a barbed spine or bristle (often tufted on cacti)

واژه‌های دیگر با معنی «خار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن