دیکشنری فارسی

glochidium

معنی فارسی

خار، خارچه ، خار تيزه

نوزاد صدفهاي دو کفه اي آب شيرين که در

آبشش ماهيان به صورت انگل زيست ميکند .

معنی کامل و مثال‌ها

/glō kid´ē ǝm/n., pl.

(گیاه شناسی) خار، (موها یا کرک‌های تیزی که روی گیاهانی مثل کاکتوس می‌رویند) خارچه، خار تیزه

(جانور شناسی) نوزاد صدف‌های دو کفه‌ای آب شیرین (تیره‌ی Unionidae) که در آبشش ماهیان به صورت انگل زیست می‌کند

واژه‌های دیگر با معنی «خار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن